نوشته‌ها

چگونه کودک شاد پرورش دهیم

در این مقاله سوالاتی مطرح شده که با پرسیدن این سوالات از فرزندان می توانید حالت ذهنی آن ها را به حالت شاد تغییر دهید. شاید شما به صورت طبیعی آدم شاد و راحتی هستید. این به دلیل انتخاب هایی است که در زندگی انجام می دهید و البته ژنتیک هم تاثیر دارد.

ایده روانشناسی مثبت این است که افراد می توانند با تغییر رفتار و افکار خود شادتر و خوشحال تر باشند. شاد بودن بیشتر یک عادت است تا یک نعمت که خداوند به مردم می دهد. اگرچه مقداری از شادی شما به خصوصیات بدنی شما بستگی دارد، اما چیزهای زیادی هستند که می توانند شما را شادتر کنند.

سوالات این مقاله روی این نکته تمرکز دارند که چگونه فرزندان شما می توانند خودشان را شادتر کنند. این سوالات در نهایت در ذهن کودک قرار می گیرند و خودشان به دنبال جواب این سوالات می گردند. با این کار شما به آن ها هدیه بزرگی می دهید و این هدیه شادی است.

سوالاتی که به تربیت فرزندان شاد کمک می کنند:

۱- بهترین قسمت امروزت چی بود؟

این سوال خوبی قبل از خواب است. با پرسیدن این سوال فرزند شما قبل از  خواب احساس رضایت و شادی می کند. این سوال عادت تمرکز روی بهترین بخش روز را در فرزندان ایجاد می کند و اگر به صورت منظم پرسیده شود به بخشی از طبیعت آن ها تبدیل می شود.

۲- چه چیزهایی هستند که به خاطرشون شکرگزار هستی؟

بهترین موقع پرسیدن این سوال هنگام صرف شام است. همه اعضای خانواده به صورت نوبتی می توانند به خاطر چیزهایی که در آن روز داشتند و اتفاق های خوبی که افتاده شکرگزاری کنند. یک رابطه بسیار قوی بین شادی و سپاسگزار بودن وجود دارد.

 

 

۳- خودت چطوری می خوای این مسئله را حل کنی؟

وقتی فرزندتان مشکلی را پیش شما مطرح کند، به نرمی و گرمی این سوال را از او بپرسید. سعی نکنید مشکل او را حل کنید. در طولانی مدت این به ضرر آن ها خواهد بود. به آن ها فرصت دهید خودشان مسائل خودشان را حل کنند و از تلاش برای حل کردن مسائل و حل کردن آن ها حس اعتماد به نفس به دست بیاورند. این هدیه ای ارزشمند است که می توانید به آن ها بدهید. اگه فرزندتان به شما گفت که نمی دانم چطور این مسئله را حل کنم، پاسخ دهید که من هم دقیقاً نمی دانم چه کار باید کرد، بیا با هم مسئله را حل کنیم. آدم های شاد کسانی هستند که مسائل پیش روی خود را حل شدنی می دانند و به توانایی خودشان در حل مسائل اعتماد دارند.

۴- چه احساسی داشتی؟

یکی از اساسی ترین بخش های شاد بودن، توانایی  فهمیدن و بیان احساسات است. اگر بتوانید احساسات خود را بیان کنید یعنی می توانید آن ها را درک کرده و از دیگران درخواست پشتیبانی کنید. وقتی فرزندتان مشکلی برایش پیش آمده و از چیزی ناراحت است و پیش شما می آید از او در مورد چیزی که ناراحتش کرده سوال بپرسید و با بی توجهی نگویید که” این که چیزی نیست “یا “بیا این بستنی رو بخور”. صحبت کردن در مورد چیزهایی که فرزندتان را ناراحت کرده او را نسبت به احساساتش آگاه تر می کند و موجب می شود از دانسته هایش در مورد احساسات خود به شکل موثر استفاده کند.

۵- فکر می کنی او چه احساسی دارد؟

شما می توانید در هر موقعیتی با پرسش سوال در مورد احساسات دیگران،شفقت و دلسوزی فرزند خود را پرورش دهید. دلسوزی و همدلی موجب می شود فرزندان شادتر داشته باشید. آنها روابط قوی تری با دیگران و احساس بهتری نسبت به  خودشان خواهند داشت و زندگی شان معنادار تر می شود

عوامل موثر بر بی سرپرستی و بدسرپرستی کودکان

عوامل موثر بر بی سرپرستی و بدسرپرستی کودکان

– اعتیاد به مواد والدین

– الکلیسم والدین

– فوت والدین

– زندانی شدن والدین

– فقر خانواده

– طلاق والدین

– غیبت یکی از والدین

– ابتلای والدین به بیماری لاعلاج جسمانی یا اختلال روانی

کودکان بدسرپرست: تعریف و تاریخچه در جهان و ایران

تاریخچه حمایت از‌ کودکان‌ بی‌سرپرست

مسائل اجتماعی مانند فقر،بیماری و بی‌سرپرستی،بـیکاری، فـحشا، بـردگی و…همواره در تاریخ‌ زندگی‌ انسانها وجود داشته است.

مشکل‌ کودکان‌ بی‌سرپرست‌ نیز دارای تاریخچه‌ای‌ بسیار‌ طـولانی بـوده و بی‌شک از‌ زمانی‌ که بشر زندگی اجتماعی اختیار کرده، با این معضل نیز روبـه‌رو بـوده اسـت. لیکن‌ موضوع‌ اصلی چگونگی و نحوه برخورد و رسیدگی جامعه‌ به‌ آنها است‌. روند‌ تاریخی‌ حمایت از کـودکان بـی‌سرپرست‌ از گذشته‌های دور تاکنون چشم‌اندازها و افقهای روشنی‌ برای پژوهش های اجتماعی – روانی ایجاد می‌کند. در ذیـل‌ بـه‌ تـاریخچه ی حمایت از کودکان‌ بی‌سرپرست در‌ جهان‌ و ایران‌ می‌پردازیم‌.

تاریخچه حمایت از‌ کودکان‌ بی‌سرپرست در جهان

تا قرن‌ سیزده‌ میلادی، نشانه‌ای که حاکی از وضـعیت قـانونی کـلی و مشخص پیرامون حمایت از ایتام باشد، موجود نیست‌.مسئله‌ حمایت‌ از کودکان بی‌سرپرست هـمانند دیـگر مشکلات فراوان‌‌ دوران‌ کلیسائی‌، دستخوش‌ اوضاع‌ آشفته‌ای‌ بود.

طیّ قرون 14 و 15 میلادی، بی‌توجهی به کودکان و نتیجتا رهـا کـردن آنها امری عادی بود و بسیاری از آنان مورد غفلت قرار می‌گرفتند، به بـردگی فـروخته می‌شدند‌ یا در صومعه‌ها و یتیم‌خانه‌ها رها می‌شدند…ایـن نـوع بـرخورد با کودکان تا قرون 17 و 18 ادامه داشت. نـخستین‌ قـانونی که موضوع کودکان بی‌سرپرست در آن تأکید شده بود در آغاز‌ قرن‌ 17 میلادی تحت عنوان‌ «قـانون فـقرای الیزابت اوّل» در انگلیس اجرا شد.

ویـژگی دوران پس از رنـسانس، تغییرات فـراوانی را در سـاخت خـانواده‌ها پدید آورد. با شکل‌گیری نهادها و مؤسسات‌ اجـتماعی‌-رفـاهی که به جهت ارائه رفاه اجتماعی به وجود آمده‌ بودند، خود به خـود حـجم زیادی از وظایف تربیتی خانواده‌ها کاهش یـافت و به‌ همراه‌ آن‌ مـشکلات اجـتماعی دیگر نظیر‌ پیشرفت‌ صنایع و تـکنولوژی، افـزایش جمعیت، کاهش مرگ و میر کودکان به لحاظ بهبود بهداشت در سطح جهانی، جنگهای مـختلف، وضـعیت کودکان بی‌خانمان‌ را با شدت حـادتری‌ نـشان‌ داد و نـتیجتا با نزول‌ امـکانات‌ جـوابگویی به مسائل کودکان‌ بـی‌سرپرست، زنـان بی‌سرپرست و…،اروپای قرن هجدهم با مشکلات عمیق ناشی از ضایعات‌ اجتماعی-اخلاقی گروههای آسیب‌پذیر مواجه شـد.

پس از رو در روئی غـرب با بحرانهای‌ یاد‌ شده،هریک از کـشورها مـتناسب با امـکانات و ویـژگی مـسئله درصدد برآمدند مؤسسات و نـهادهائی به منظور کمک به کودکان بی‌سرپرست‌ ایجاد کنند.تاریخ قرون اخیر در این کشورها و بخصوص انـگلستان،نـشان‌دهندهء‌ تلاشهایی‌ است‌ که‌ به صورت مـحله‌ای یـا در سـطح کـشورها بـرای حل مشکلات بـه عـمل آمده است.

نخستین مؤسسه حمایتی‌ مخصوص کودکان بی‌سرپرست، در سال 1740 میلادی در امریکا ایجاد شد‌. این‌ دارالایتام‌ از نـظر تـاریخی،در اروپای صـنعتی می‌تواند جزو نخستین مراکز حمایتی‌ ایتام بـاشد. مـؤسسه فـوق نـگهداری از ‌‌کـودکانی‌ را بـرعهده داشت، که غالبا به علل فوت، جدایی، فقر و خودداری از مسئولیت‌ در‌ پرورش‌ و نگهداری از طرف والدین، بی‌سرپرست بودند.

تاریخ اجتماعی فرانسه نیز،دارای تجربیات غنی و آکادمیک در‌ خصوص تأمین اجتماعی‌ کـودکان بی‌سرپرست می‌باشد. در ابتدا، در کشور فرانسه مراکز پرورشگاهی‌ به وفور یافت می‌شد‌ و کودکان‌ بی‌سرپرست در زمرهء افرادی بودند که در این گونه مراکز نگهداری می‌شدند. کم‌کم شکل‌ کمکهای اجتماعی تغییر یافت و دولت ضمن نـگهداری ایـن کودکان به طور شبانه‌روزی،با توجه‌ به اصول کلی‌ تأمین اجتماعی،همّ خود را بر حفظ بافت خانواده و نهایتا پرورش ایتام در خانواده‌ها متمرکز کرد.

کودکان بدسرپرست: تعریف و تاریخچه در جهان و ایران

تاریخچه حمایت از‌ کودکان‌ بی‌سرپرست در ایران

ایران قبل از اسلام، به هنگامی کـه جـامعه در دوران خاصی از زندگی‌ اجتماعی‌ بوده، نسبت به‌ سایر کشورها از فرهنگی قابل ملاحظه در آن زمان برخوردار بوده است. ایران پیش از اسلام‌ جامعه‌ای طبقاتی بود. اشراف، کـشاورزان، جـنگاوران،کارگران و پیشه‌وران هریک از طبقه‌ای‌ را‌ تـشکیل مـی‌دادند.در زمان حکومت ساسانیان که تقریبا مقارن ظهور اسلام بود،کلیه خصلتهای‌ ارزشی طبقات جامعه حفظ می‌شد و نفوذ به طبقات دیگر غیرممکن بود.

یتیمان طـبقات فـقیر،نه‌ تنها‌ از درد یتیمی رنـج مـی‌بردند بلکه نمی‌توانستند،از امکانات‌ اجتماعی برای پیشرفت مادی و معنوی خود استفاده کنند.با تمام تبعیضاتی که به تمام معنی‌ دربارهء ایتام فقیر و ناتوان اعمال‌ می‌شد‌،جامعه‌ عاری از وجود مراکزی جهت‌ حـفظ‌ و نـگهداری‌‌ کودکان بی‌سرپرست بود و خانواده‌ها بنا بر سنت‌های دیرینه مذهبی،کودکان یتیم یکدیگر را حمایت می‌کردند.بعد از ظهور و گسترش اسلام در‌ ایران‌،تعلیمات‌ مذهبی اسلام باعث شد تا نیکوکاران هرچه بیشتر‌ به‌ امـور مـالی و معنوی مـحرومان بویژه ایتام،توجه کنند،و افراد خیّر، موقوفاتی جهت کمک به فقرا و مستمندان هدیه کنند.

در‌ زمان‌ شاه‌ طـهماسب صفوی، پرورشگاهی جهت سرپرستی ایتام در کاشان تأسیس شد‌.

فکر ایجاد پرورشـگاه،پس از دوران سـلطنت صـفویه،در زمان حکومت قاجاریه نیز مطرح‌ بود.در ایران آن‌ زمان‌،ما‌ به نمونه‌هایی از پرورشگاههای خیریه کوچک و خصوصی‌ بـرمی‌خوریم ‌ ‌کـه برای افراد‌ یتیم‌ در شهرستانهایی:مثل قم (پرورشگاه محمدی)،رشت‌ (پرورشگاه یتیمان)،بابل(دارالایـتام بـابل)،تـهران(پرورشگاه جعفری)و دهها‌ پرورشگاه‌ کوچک‌‌ دیگر با نظارت مردم خیر تشکیل شد،این پرورشگاهها،خـطرات وسیع پرورشگاههای‌ بزرگ‌ را‌ نداشتند بخصوص که مشکلات اساسی پرورشگاه وقتی است که کـودکان نوزاد از شیرخوارگی در‌ این‌ مـراکز‌ نـگهداری شده و دور از نظام خانوادگی رشد می‌یابند.

افراد نیکوکار نیز از طریق موقوفات‌،موجب‌ سرعت بخشیدن در کارهای خیر می‌شدند و مراکزی را به منظور پرورشگاه وقف می‌کردند‌.

«هنگامیکه‌ در‌ سال 1296 شمسی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران بـنیانگذاری شد،در کنار وظایفی که‌ تشکیلات‌ همانند آن در سراسر جهان به عهده می‌گیرند،برای خود وظیفه‌های‌ دیگری نیز‌ در‌ نظر‌ گرفت که از آن جمله می‌توان به تأسیس پرورشگاهها اشاره کرد.»

براساس اولین قانون بلدی‌ شـهرداری‌ کـشور،(مصوب سال 1325 قمری 1285 شمسی) اولین دار الایتام(پرورشگاه)در‌ سال‌ 1298‌ شمسی در دروازه قزوین و نخستین دار الرضاعه‌ (شیرخوارگاه)در دروازه دولت تهران ایجاد شد.در‌ سال‌ 1324 شمسی بنگاه مستقل معاونت‌ عمومی شامل بهداری تهران،تیمارستان،دار الایتام و نوانخانه‌ در‌ محل شـهرداری تـشکیل شد که‌ این بنگاه نام دار الایتام گشایش یافته در سال 1298 را‌ به‌«بنگاه مستقل پرورشگاه کودکان»تبدیل‌ کرد.ولی شیرخوارگاه کماکان به فعالیت خود‌ به‌ شکلی قبلی ادامه داد.در سال 1332‌ شمسی‌‌ محلی‌ بـه نـام بنگاه پرورش کودک نزدیک شهر‌ ری‌ ایجاد شد که در سال 1341 شمسی پس از ادغام با اولین دارالایتامی‌ که‌ در سال 1298 شمسی در‌ تهران‌ تأسیس شده‌ بود‌ سازمان‌ تربیتی‌ شهر تهران را به وجود‌ آورد‌.در سال 1344 شـمسی«سـازمان تـربیتی شهر تهران»با اساسنامه‌ جـدید تـبدیل‌ بـه‌«سازمان تربیتی شهرداری پایتخت»گردید.و بالاخره‌ در سال 1349 شمسی‌‌ شورای‌ عالی سازمان تربیتی شهرداری پایتخت‌ تصمیم‌ گرفت که نام«پرورشگاه»را به‌ «شـبانه‌روزی»تـغییر دهـد.

به طور کلی، فعالیتهای‌ شیرخوارگاهها‌ و پرورشگاهها و مراکز مـتشابه وابـسته به‌ جمعیت‌‌ هلال‌ احمر(شیر و خورشید‌ سرخ‌ سابق) و مؤسسات خیریه غیردولتی‌، در‌ سالهای بعد از شهریور ماه 1320 آغاز شد. در سال 1337، مـراکز رفـاه خـانواده‌ نیز‌ جهت بازتوانی خانواده‌های‌ نیازمند و بی‌سرپرست فعالیتهای‌ مختلفی‌ را شروع‌ کـرد‌. دولت‌ پس از سالها ارائه‌ رفاه اجتماعی‌ به نیازمندان، علی‌الخصوص‌ کودکان‌ بـی‌سرپرست، تـصمیم گـرفت تا به جای‌ پراکندگی‌‌ خدمات‌ رفاهی‌ به‌ صورتهای مختلف، کلیه‌ آنـها‌ را در یـک مجموعه متمرکز کرده و برنامه‌های لازم‌ را تدوین کرد. «لذا در سال 1345 دولت‌،گروه‌ برنامه‌ریزی‌ تأمین اجتماعی را ایجاد کرد و بـه ایـن‌‌ مـنظور‌ در‌ همان‌ سال‌ فصل‌ جدیدی به نام فصل تأمین و رفاه اجتماعی در قانون و بـرنامه چـهارم‌ کـشور به تصویب رسید.

سازمان بهزیستی در سال 1359 تأسیس شد. خدمات عمده بهزیستی شامل خدمات‌‌ حـمایتی(رفـاهی)، تـوانبخشی و بازسازی و بازپروری است، که از طریق مجتمع‌های حمایتی و مراکز توانبخشی و بازسازی و بازپروری به عرضه خـدمات اقـدام می‌کند.

فعالیتهای سازمان براساس دو هدف پیشگیری و حمایتی در مورد خاص‌ ایتام‌ و یا کودکان‌ بـی‌سرپرست، در جـریان اسـت. سازمان برای حمایت و خودکفائی خانواده‌های بی‌سرپرست‌ دارای مجتمع‌های خدمات حمایتی است که تحت نظر مـعاونت حـمایتی سازمان بهزیستی‌ فعالیت می‌کنند. در حقیقت،ایجاد‌ مجتمع‌های‌ خدمات حمایتی، خود نوعی پیشگیری از جـریان ورود افـراد بـه پرورشگاه است.

مجتمع خدمات حمایتی، به عنوان یک واحد اجرایی، چندین وظیفه حمایتی‌ نظیر‌ حـمایت‌ از خـانواده‌های بی‌سرپرست، ایجاد‌ مهدکودک‌، برنامه نگهداری از، فرزندان بی‌سرپرست، آموزش‌ فنی و حرفه‌ای، برنامه‌های ویـژه نـوجوانان و جـوانان (فوق‌برنامه)و برنامه حمایتی روستایی در مورد مددجویان انجام دهد.

کودکانی که در‌ مجتمع‌های‌ حمایتی نگهداری می‌شوند بـدون‌ پدر‌ و مـادر هـستند و یا افرادی‌ می‌باشند که کسی را ندارند و هنوز وضع آنها کاملا روشن نـیست. کـودکان بی‌سرپرستی که در شبانه‌روزیهای مستقل نگهداری می‌شوند به علل مختلف نظیر: اعتیاد و زندانی بودن‌ و فوت‌‌ والدین تـحت سـرپرستی قرار می‌گیرند

راز های پرورش کودکی شاد

راز های پرورش کودکی شاد

 

اولین راز پرورش کودکی شاد تمجید از اوست. عشق مطلق والدین مهمترین عامل در شادی کودکان است. وقتی کودکان بزرگ می شوند دانستن اینکه علایق، عقاید، خصوصیات و استعداد هایشان با ارزش تلقی می شود پایه گذار شادی سالهای بعدی زندگی شان خواهد بود . البته پذیرش کودک به معنای چشم پوشی همیشگی از خطاهایش نیست. یاد بگیرد که عملکرد کودک را نقد کنید نه شخصیت اورا همچنین آنچه را که از کودک می خواهید به او بگویید نه آنچه را که نمی خواهید.

۲- نه، من نمی توانم را به بله، من می توانم تبدیل کنید :

وقتی کودک شما بداند که به او اطمینان دارید و باورش کرده اید احساس می کند که دست یافتن به همه چیز برایش امکان پذیر است . افکار کودک نسبت به خود بیشترین اهمیت را دارد. بنابراین والدین باید افکار مثبت به کودکان خود القا کنند . وقتی که در مدرسة ابتدائی ،‌معلم پسر مک بلدسو نویسنده کتاب پروش فرزند با متانت به او گفت که هیچ استعدادی برای بازی فوتبال نداری ، وی به پسر سرزنش شده ا اش گفت که هرگز اجازه ندهد کسی به اهداف و رویاهایش راه پیدا کند . امروز پسر او بازیکنی حرفه ای در یکی از تیم های مطرح است . القائات فکری مثبت بلدسون در ذهن پسرش زندگی او را متحول کرد.

۳- مقررات منصفانه وضع کنید و به آنها پایبند باشید:

کودکان کم سن و سال با احساس امنیت ،‌شاد می شوند . فرض کنید که در بالای آبشار مرتفعی ایستاده اید درصورتی از ایستادن در آنجا لذت خواهید برد که حفاظی در برابرتان باشد ، در غیر این صورت دچار اضطراب و خواهید شد . کودکان هم اینگونه اند . وقتی که چارچوب محکمی برای رفتارهایش وجود داشته باشد ،‌آنها پیشرفت می کنند. در حقیقت کودکان در جستجوی ساختارند.

 

راز های پرورش کودکی شاد

راز های پرورش کودکی شاد

 

۴-  ابعاد مثبت را برجسته کنید:

به کودک خود بفهمانید که هیچ مشکلی وجود ندارد ، که به اتفاق هم نتوانیدآن را حل کنید . همچنین به او بیاموزید که خوشبین باشد. اگر اتفاق بدی افتاد، با صدای بلند فکر کنید و بگذارید او افکار شما را بشنود (وای نه باورم نمی شود که این اتفاق افتاده ، اما درستش می کنم ، چیز مهمی نیست) یادگیری خوشبینی مهم است زیرا کودک مشتاق و آرزومند به احتمال زیاد بزرگسالی شاد خواهد شد . افراد ناراضی و ناخشنود بر حوادث منفی زندگی متمرکز می شوند ،‌درحالی که افراد شاد به وقایعی می اندیشند که چشم انداز بهتری از آینده به آنها می دهد .

۵-  حلقة شادی کودکتان را کامل کنید:

والدین در پی معلمان و مربیانی هستند که بتوانند حلقه شادی کودکانشان را کامل کنند . به کودکتان کمک کنید ارتباطات دوستانه اش را حفظ کند و گسترش دهد . داشتن ارتباطات قوی و مهارت برقراری آن از شروط اصلی شاد زیستن در آینده است .

۶- کودکان را به تحریک بیشتر وادارید:

کودکان امروز سنگین وزن ترند و این برای سلامت و شادابی آنها مضر است . کودکان چاق ، در مقایسه با سایر کودکان، ‌اعتماد به نفس کمتری دارند و افسرده ترند. اگر کودکان سرگرمیهای پر تحرک خارج از خانه را جانشین فعالیت های کم تحرک خانگی کنند و به جای غذاهای آماده ای که فاقد ارزش غذایی است، ‌غذاهای سالم و طبیعی بخورند، از فوائد شاد زیستن بهره خواهد برد. کودکی که خوب غذا می خورد و ورزش می کند مغزش موادی شیمیایی به نام اندروفین ترشح می کند که به او احساس شادی می بخشد. با فراهم کردن میان وعده های طبیعی از جمله میوه های تازه فصلی، ‌پرهیز از قرار دادن تنقلات در دسترس کودکان و جانشین کردن غذاهای سالم خانگی به سلامت کودک خود کمک کنید. کودکتان را به انجام دادن ورزش و سرگرمیهای خارج از منزل تشویق کنید. بازی با سایر کودکان قدرت خلاقیت خلاقیت کودکتان را تقویت می کند و مهارت های اجتماعی را به او می آموزد.