با کودک کنجکاو خود چگونه رفتار کنیم؟

سوال کردن یکی از قوی ترین ابزارهای تفکر عاقلانه و منطقی است، بنابراین با توجه به نقش بنیادی تفکر می توان دریافت، سوال کردن در هر زمینه ای شاه کلید موفقیت، خوشبختی و سعادت انسان است.

در اهمیت پرسشگری، ارسطو معتقد است چون یکی از پایه های عقلانیت، پرسشگری است، پس انسان به اندازه ای که پرسش، نقد و شک می کند خردمند است. کارکرد اساسی سوال کردن تا حدی است که یکی از ویژگی های انسان از همان نوزادی، حس کنجکاوی و پرسش است اما به جای رشد و تقویت آن، این حس عمیق و روشنگرانه به دلیل تربیت نادرست، بی حوصلگی و نداشتن حس مسوولیت در مقابل فرزندان از همان کودکی سرکوب می شود.

برخی والدین به جای اینکه خوشحال باشند فرزندشان مراحل رشد خود را به سلامت طی می کند، از سوالات فرزند خود کلافه شده و تصور می کنند کودکشان فضول است و به هر چیزی کار دارد در حالی که او با پرسش در حال یادگیری و شناخت دنیای اطراف خود است.

در این مقاله در گفت و گو با دکتر پیمان هاشمیان، روانپزشک، فوق تخصص کودک و نوجوان و استادیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد، صرفا به چگونگی رشد و پرورش حس پرسشگری در کودکی و نوجوانی می پردازیم.

● کنجکاوی از چه سنی آغاز می شود و طبق این ویژگی، کودک کنجکاو به دنبال چیست؟

یکی از ویژگی های شخصیتی ما، دقیقا از بدو تولد کنجکاوی است. به تدریج میزان کنجکاوی افزایش پیدا می کند. در واقع هدف از کنجکاوی جست و جوی یک پدیده جدید است. در واقع بچه ها از طریق کنجکاوی و جست و جو در حال آموختن هستند. تقویت جنبه کنجکاوی بچه ها اثرات سودمندی در موفقیت و سعادتشان خواهد داشت. هر چند بچه ها دوست دارند بدانند آدم های دوروبرشان و هر چیزی در اطرافشان است چه ویژگی هایی دارند، اما این اجازه دادن به این معنا نیست که بچه ها به هر چیزی دست بزنند. یک کودک باید بداند به هر چیزی نباید دست زد. به همین دلیل باید یک مرز درست کنیم، هم به دنبال این باشیم که کودکمان دنبال چیزهای جدید بگردد و از طرف دیگر نیز باید حدود مقررات کنجکاوی را برای او مشخص کنیم.

● با افزایش سن، دامنه کنجکاوی بچه ها چه تغییری می کند؟

کنجکاوی کودکان در سه ماهگی تا شش ماهگی معمولا در حول و حوش یک متر است. ازت شش ماهگی تا نه ماهگی معمولا در پیرامون خودشان در یک اتاق معمولی در فضایی دو، سه متری دنبال چیزهای جدید می گردند. از نه ماهگی تا دوازده ماهگی کنجکاوی آنها از این فراتر رفته و دوست دارند در خارج از محدوده پدر و مادر کنجکاوی و جست و جو کنند و بعد از آن، از یک سال تا یک و نیم سال، کودک دوست دارد کاملا در خارج از محدوده پدر و مادر کنجکاوی کند. بنابراین اگر می خواهیم کنجکاوی بچه خود را تقویت کنیم باید به این ویژگی ها توجه کنیم. برای نمونه در این فاصله ها به تناسب سن آنها وسایلی قرار دهیم که در معرض نگاه آنها قرار گیرد.

● بچه ها به طور طبیعی دوست دارند به هر چیزی دست بزنند اما والدین با امر و نهی و بکن، نکن های خود مانع کنجکاوی آنها می شوند. برای حل این مشکل چه راهکاری پیشنهاد می کنید؟

کودک به طور طبیعی دوست دارد به هر چیزی دست بزند و احساس خطر هم نمی کند بنابراین برای پرهیز از این بکن، نکن ها و این محدودیت ها ما به عنوان پدر و مادری خوب باید کاری کنیم که اطراف خانه ما ساختار داشته باشد، یعنی وسایل خطرناک و شکستنی را در اطراف آنها قرار ندهیم. به طور کلی هر اندازه خانه ما ساده تر باشد، تربیت نیز در آن ساده تر است زیرا چیزی در آنجا وجود ندارد که ما مدام مانعشان شویم و آنها را امر و نهی کنیم.

اگر خانه ساختار نداشته باشد کودک دوست دارد به هر چیزی دست بزند و کنجکاوی خودش را برآورده سازد، بنابراین باید تا جای ممکن وسایل را از چشم بچه دور کنیم. در نتیجه این کار باعث می شود کودک برای بازی کردن به ناچار به «اتاق بازی» رفته و در آنجا بازی کند که یقینا در این شرایط بچه ها باثبات تر، قانون مدارتر و مطیع تر بار خواهند آمد.

● حد و حدود کنجکاوی در بچه ها باید به چه میزانی باشد؟

باید از دو سالگی به بعد برای کنجکاوی بچه ها قانون درست کنیم. مثلا می گوییم قانون استفاده از وسایل خطرناک. برای تمرین استفاده از کبریت، بچه را می بریم بیرون شهر، به او می گوییم هیزم جمع کند و آن را آتش بزند.

به این شیوه بچه می داند استفاده از کبریت فقط در شرایط بیرون انجام می شود یا اگر می خواهد دست به وسایل خطرناک بزند ما باید قانونش را برای او مشخص بکنیم تا درک کند که می تواند کنجکاوی خود را البته طبق قانون و قالب خاصی برآورده کند.

گاهی اوقات برخی از والدین این احساس را دارند که اگر اجازه ندهند بچه ها به چیزی دست بزنند ممکن است عقده ای بار آیند. در این صورت اگر نیاز به کنجکاوی آنها را برآورده کنیم، بچه پرتوقع بار آمده و دوست دارد به هر چیزی دست بزند و بعدا برای ما مشکل ایجاد می شود. برای اینکه کنجکاوی بچه ها را در یک قالب علمی پیاده کنیم باید این قانون را از دو سالگی طی شش مرحله به بچه بگوییم.

مرحله اول: فرزند باید آماده باشد تا با والدین خود ارتباط برقرار کرده و قانون را درک کند.

مرحله دوم: باید اسم قانون را به بچه بگوییم. برای مثال، قانون عبور از خیابان.

مرحله سوم: قانون را به صورت جزیی بیان کنیم. برای مثال برای توضیح قانون بالا می گوییم، دست خود را به من بده، حال ابتدا سمت چپ را نگاه کرده، حرکت می کنیم و بعد سمت راست را نگاه می کنیم اگر ماشینی ندیدیم آهسته به آن طرف خیابان می رویم. بنابراین او می فهمد با اجرای قانون می تواند از خیابان عبور کند.

مرحله چهارم: اگر کودک به آنچه گفته شد عمل کرد به او امتیاز می دهیم.

مرحله پنجم: اگر قانون را اجرا نکرد او را تنبیه می کنیم. اگر آن مورد پرخطر بود از تنبیه های خشنی مانند محروم کردن و یا زمان سکوت استفاده می کنیم اما اگر رفتار بدش از مواردی بود که کودک قصد داشته صرفا مورد توجه قرار گیرد و عمدی در کار نبوده می توان از تنبیه های سبکی مانند جبران کردن آن خطا، گرفتن امتیاز و یا نادیده گرفتن رفتار او استفاده کرد.

مرحله ششم: وقتی ما مراحل اجرای قوانین مربوط به کنجکاوی را در هر زمینه ای برای کودکان توضیح دهیم، او یاد می گیرد که می تواند انتخاب کند اما صرفا طبق قوانینی که والدین برایش در نظر گرفته اند.

تاثیر دوران کودکی بر شخصیت بزرگسالی

آیا تجارب دوران کودکی تاثیری در ویژگی های رفتاری و شخصیتی یک شخص بزرگسال و بالغ دارد یا نه؟ در این بخش قصد داریم به بررسی این موضوع بپردازیم. ظرفیت های رفتاری ، شناختی و ذهنی که خداوند متعال در دستگاه عصبیه یک نوزاد انسان به امانت گذاشته است پس از این که به دنیا آمد برای به فعلیت درآوردن همین ظرفیت ها مستلزم محیط آموزشی مناسب می باشد. بنابراین می توان گفت شخصیت و رفتار دوران بزرگسالی متاثر از تجربه های دوران کودکی می باشد حتی اگر هیچ اطلاعی از این ارتباط نداشته باشیم.

تاثیر دوران کودکی بر شخصیت

 

نقش والدین در شکل گیری شخصیت کودکان

 

اکثر خصوصیات شخصیتی ارثی نیستند بلکه بسیاری از آنها نتیجه تجربیاتی می باشد که هر شخصی در زندگی خود با آنها مواجه می شود. مرحله کودکی هر فرد حساس ترین و مهمترین بخش شکل گیری شخصیت ، خصوصیات فردی انسان و رفتار اجتماعی اش می باشد که همگی تا حدودی از آموزش ها و محیط تاثیر می گیرند و همچنین تکامل روانی و جسمی و همچنین رشد کودک در این دوران بسیار حائز اهمیت است.

اگر در این مرحله آسیب هایی به کودک وارد شود پیامد های طولانی مدت در آینده برایش به وجود می آید مخصوصاً اینکه چون آزارها و آسیب های وارد شده به کودکان کمتر قابل شناسایی است و کودک قادر به بیان آسیبی که به او وارد شده نیست به خاطر همین در حال و آینده عواقب جبران ناپذیری به زندگی اش وارد می شود به طور مثال در وجود هر کودکی ظرفیت زبان آموزی وجود دارد ولی چنانچه همین ظرفیت در دوره حساس رشدی که 1 تا 4 سالگی می باشد فعال و اکتیو نشود کودک دیگر هیچ وقت کادر به یادگیری سخن گفتن نمی باشد.

به گفته ی کارشناسان روانشناسی آن دسته کودکانی که در محیط شایسته و با محرک های مناسب بزرگ می شوند یعنی والدین و اطرافیان برایشان وقت میگذارند و به نوعی با او می گویند و می شنوند ، کتاب می خوانند و توجه خاصی به او دارند نسبت به کودکانی که در محیطی نا آرام و محروم بار می آیند از لحاظ ذهنی و هوشی برتری دارند.

پس می توان گفت در شکل گیری رفتار و روحیه کودکان و نوجوانان نقش پذیری اهمیت بسیار بالایی دارد که در علوم رفتاری به این موضوع همانند سازی می گویند یعنی کودکان خصوصیات عاطفی ، رفتاری و فکری افرادی که شاخص زندگیشان هستند را قبول می کند بدون آنکه آگاه باشد شبیه آن ها می شود.

به خاطر همین مادر خوب ، دختر خوب را برای مادر بودن و همسر بودن پرورش می دهد و پدر خوب همچنین پسری نمونه به بار می آورد. چنانچه والدین نقشی در زندگی فرزند خود نداشته باشند هویت مناسبی نصیب فرزند نخواهد شد و چنانچه پدر و مادر بد اخلاق باشند فرزند اجتماعی ستیز با هویت منفی را پرورش می دهند. گذشته همیشه به شکل دیدگاههای شخصیتی در زندگی آینده شخص آشکار می شود.

امروزه به غیر از آموزگاران و والدین ، رسانه های گروهی بالاخص تلویزیون در شکل گیری رفتار و خلق و خوی کودک و نوجوان نقشه بسزایی دارند و چنانچه تبلیغاتی شایسته داشته باشند کودک با اکتفاء به همانند سازی با این نمونه های خوب سعی بر تقلید رفتار آنها می کند اما چنانچه این نمونه ها دارای رفتار و گفتاری نادرست باشند دروغگویی ، بی مسئولیتی ، قانون شکنی و رفتارهای غیر اخلاقی را ترویج می کند.

کودکان و نوجوانانی که به هر علتی دچار تشویش و استرس می شوند در دوران بزرگسالی احتمال دارد دو برابر بیشتر از دیگران دچار بیماریهای روانی شوند به عقیده دانشمندان یکی از عوامل مهم بروز بیماری های روحی و روانی افسردگی داشتن نگرانی و استرس در دوره کودکی و نوجوانی می باشد و اگر این حالت را تجربه می کنند به تدریج مشکلات تغذیه نیز به دیگر مشکلاتشان اضافه می شود و همینطور مشکلات زیادی در محیط کار و زندگی روزمره خود شاهد خواهند بود، برعکس اشخاصی که در یک محیط دنج و آرام و به دور از استرس بار می آیند در زندگی خود بسیار موفق بوده و دارای آرامش روانی خواهند بود و میزان رضایت بیشتری نسبت به افراد پر استرس خواهند داشت.

به خاطر همین ضرورت دارد والدین از همین حالا تنها به فکر اصلاح رفتارها و خصوصیات نامناسب خود باشند بلکه مراقب باشند فرزندانشان در مورد کاربرد ماهواره و اینترنت مورد غفلت قرار نگیرند و می توان گفت فرزندی آگاه به جامعه تحویل دهند.

تربیت کودکان

 

احساسات در دوران کودکی چه تاثیری در شخصیت دارد؟

 

دانستیم بزرگسالی افراد متاثر از تجربه های دوران کودکی اش می باشد بنابراین می توان گفت احساسات دوران کودکی زندگی افراد بزرگسال را به نوعی درگیر خود کرده است و همان طور که پیش از این ذکر شد نگرش و شخصیت هر فرد نسبت به شرایط مختلف زندگی از دوران کودکی تاثیر می پذیرد و چنانچه اتفاقات دردناکی را تجربه کرده باشند بسیاری از درد و رنج ها در وجود فرد بروز می کنند که شانس برگشت همین ترس ها درطول دوره بزرگسالی زیاد است و برخوردهای ناعادلانه ،از این فرد یک انسان بدبین و منفی در زندگی می سازد.

چنانچه هر یک از شما در دوران کودکی تجربیاتی تهاجم گونه داشته باشید کودک درونتان تحقیر شده و عزت نفس پایینی پیدا می کنید و به تدریج عمیق ترین ترس ها در شما نمایان می شود پس طبیعی است که هنوز هم در وجودتان این زخم های احساسی زندگی کنند و روزمرگی امروز شما را تحت تاثیر قرار دهند.

باید بدانید روابط مختلف شکل گرفته در دوران کودکی کمک بسیار بالایی به رشد می کند و چنانچه این روابط آسیب زننده و مخرب باشند تاثیرات بسیار بعد و منفی بر زندگی فرد در بزرگسالی می گذارد.

رو به رو شدن کودکان با آسیب های عاطفی و جسمی در سنین کم روی سلامت روان و امید به زندگی و روابط آن ها اثرات مخربی دارد تحقیقات و بررسی ها ثابت کرده آسیب هایی همچون طلاق والدین ، آزار اذیت جنسی در دوران کودکی و مصرف الکل در خانه احتمال ابتلای فرد به افسردگی ، سکته مغزی ، بیماری های قلبی و دیابت در سنین بالا را افزایش می دهد.

علاوه بر آن وجود این مشکلات در سنین کودکی رفتارهای پرخطری همچون روی آوردن به قلیان و سیگار را افزایش داده و می تواند امید به زندگی فرد را کاهش دهد و نیز به علت آنکه این کودکان توسط افرادی که وظیفه محافظت و تربیت آن ها را داشته اند مورد آزار و اذیت قرار گرفتند یک حس بی اعتمادی به دیگران در آن ها ایجاد می شود.

آسیب های دوران کودکی

 

آسیب های احساسی مخرب دوران کودکی و تآثیر آنها در بزرگسالی

در اینجا به معرفی چند مورد از آسیب های احساسی دوران کودکی که تاثیر بسیار زیادی در شکل گیری شخصیت بزرگسالی می گذارند می پردازیم تا با آشنایی و کسب اطلاعات بیشتر سعی بر اصلاح تربیت خود نسبت به فرزندانتان داشته باشید.

بی عدالتی

برخوردهای ناعادلانه یک زخم بسیار عمیق در زندگی فرد ایجاد کرده و او را تبدیل به یک فرد بسیار بدبین و منفی نگر می کند به علاوه کسانی که در سنین کم مورد قضاوت و بی انصافی قرار گرفتند در آینده احساس ناامنی شدیدی کرده و در همه چیز اطرافیان خود را مورد انتقاد قرار می دهند.

ترس از رها شدن

کودکانی که در سنین کم رها شده اند سعی بر تجربه راه هایی که خلا زندگی شان را پر میکند دارند به علت همین است که آنها در مدت کم شریک احساسی خود را ترک کرده و از انجام کارهایی در مقابل ترس از رهاشدگی برای اولین بار خودداری می کند.

افرادی که با مشکل رهاشدگی مواجه شده اند بایستی روی تنهایی ، ترس از طرد شدن ، دیوار های فردی و به ویژه تماس فیزیکی خود بسیار توجه و کار کرده تا بتوانند تا حدودی مشکلاتشان را حل کنند.

اضطراب و استرس جدایی

کودک همیشه با ترس از اینکه دور از والدین یا تنها شود دچار چالش است بنابراین این اتفاق مستلزم پرورش و تربیت هر چه بهتر بزرگسالان می باشد که بایستی چیزی برای کسب کمی احساس امنیت ، عشق و آرامش فراهم کنند افرادی که دچار اضطراب جدایی هستند معمولاً دارای حس ناامنی ، کمرویی و مطیع هستند.

مهربانی در کودکان

همدلی

یکی از بهترین راه‌های کنترل رفتار‌های نا‌پسند و پرخاشگرانه و آموزش مهربانی به کودکان ایجاد و تقویت حس همدلی در آن‌هاست. همدلی توانایی شناخت احساسات و عواطف دیگران است. باید کاری کنید تا کودک بفهمد رفتارهای نامناسبش به دیگران آسیب می‌زند و موجب آزار آن‌ها می‌شود. ایجاد همدلی به عنوان یکی از روش‌های آموزش مهربانی به کودکان باعث می‌شود کودک خودش را کنترل کند و به سایرین آسیب نرساند. در واقع، والدین مسئولیت و وظیفه بزرگی دارند، چون آن‌ها الگوهای اولیه فرزندانشان هستند. والدین می‌توانند همدلی را با کلام، رفتار و اعمالشان نشان دهند. کودکان مدام روی رفتار والدینشان تمرکز دارند و به‌نوعی رفتار آن‌ها را بازتاب می‌دهند. بنابراین، هر آنچه کودکان در خانه تجربه می‌کنند نقش مهمی در آموزش همدلی به کودکان دارد.

 

مهربانی با کودکان | عشق ورزیدن

 

زمانی که کودک عشق پدر ومادر را به خود احساس کند می تواند رابطه خوبی با آنها برقرار کند. محبت قلبی به تنهایی جوابگوی نیازهای درونی کودک نیست. کودک با نوازش، بوسه و تبسم آرامش می گیرد، اعتماد به نفسش بالا می رود و می فهمد که در زندگی کسانی هستند که بدون هیچ قید و شرطی عاشقانه دوستش دارند و از او حمایت می کنند. برای این‌که رابطه بهتری با کودک خود برقرار کنید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله رفتار با کودک را نیز مطالعه کنید.

 

مهربانی در کودکان

مهربانی در کودکان

مهربانی با کودکان | کشف علایق مشترک بین خود و فرزندان

 

اختلاف سنی و تفاوت نسل‌ها عاملی است که در بسیاری خانواده‌ها باعث می‌شود والدین نتوانند ارتباط مؤثری با کودکان خود برقرار کنند؛ در این شرایط بهترین کار این است که به دنبال علایق و نقاط مشترک میان خود و فرزندتان بگردید و آن‌‌ها را تقویت کنید.

برای پیدا کردن این نقاط مشترک باید از اینکه فرزندتان وقتش را چطور می گذراند و چه کارهایی انجام می‌دهد اطلاع پیدا کنید. در فعالیت‌هایی که مورد علاقه فرزندتان است شرکت کنید، به پارک بروید پا به پای فرزندتان بخندید و لذت ببرید. اگر چند تا بچه دارید برای هرکدام وقت جداگانه ای بگذارید و از کنار هم بودن لذت ببرید. برای صمیمیت با کودکان باید وقت بگذارید.

 

مهربانی با کودکان و صبور بودن

 

اگر روز سختی داشتید با کودک بد رفتاری نکنید وسر او خالی نکنید. برای آرام کردن خودتان راهی پیدا کنید. سعی کنید همیشه شاد و پرانرژی باشید و آرامش خود را حفظ کنید. کودکان در صورتی صفاتی همچون شادی و صبور بودن را می‌آموزند که والدینی پر انرژی داشته‌باشند. وقتی فرزندتان باشما صحبت می‌کند حرف او را مرتب قطع نکنید، چون او احساس می‌کند نمی‌خواهید با او صحبت کنید و انگیزه خود را برای حرف زدن با شما از دست می دهد.

فواید انجام کاردستی در رشد و خلاقیت کودکان

کاردستی های خلاق کودکان را تشویق کنید و آنها را در معرض نمایش قرار داده و از ارزیابی بیش از حد آنان خودداری کنید. بسیاری از خانواده ها برای سرگرم کردن فرزندانشان به تکنولوژی روی می آورند. بیشتر آن ها فواید انجام هنر و کاردستی ها را فراموش کرده اند.

1. باعث افزایش مهارت های حرکتی و ارتباطی در آنان می شود.

هنر و کار دستی معمولا نیاز به استفاده از دست ها به طور هماهنگ دارند. همزمان با این که باید ذهن نیز به کار گرفته شود. انجام این دو در کنار یکدیگر باعث می شود که فرزند شما بتواند در ذهن و دست خود هماهنگی ایجاد کند. مثلا نقطه کشیدن روی کاغذ و قیچی کردن روی خط باعث افزایش دقت او خواهد شد و باعث می شود که از این کار لذت نیز ببرند. این تمرین به آن ها کمک می کند که هرچه سریع تر در فعالیت هایی مثل بستن بند کفش ، لباس پوشیدن و استفاده از لوزام هنری پرورش پیدا کنند.

 

ساخت کاردستی

2. به آن ها کمک می کند که خودشان را نشان دهند.

 

کودکان تمایل دارند که خودشان را برای هر چیزی که در اطرافشان اتفاق می افتد، نشان دهند. آن ها دوست دارند که در انجام امور سهمی داشته باشند. پس وقتی که از مهارت طبیعی خود استفاده می کنند، یعنی این که توانسته اند خودی نشان دهند و به دیگران ثابت کنند که توانمند هستند و در نتیجه اعتماد بنفس آن ها در نشان دادن افکار، نظرات و تمایلات در آینده نیز افزایش می یابد.

3. خلاقیت آن ها را افزایش می دهد.

هیچ محدودیتی برای قدرت خیال و تصور وجود ندارد. هنر و کاردستی یک راه عالی برای تصور بی حد و اندازه و تمام نشدنی می باشد. ابزار، رنگ ها ، مواد ، شکل ها و فعالیت های مختلفی برای انجام کاردستی مورد استفاده قرار می گیرد. این موضوع به کودک اجازه می دهد که دنیای اطراف خود را کشف و آن را لذت بخش تر کند.

4. به او کمک می کند تا مهارت های دیگرش را نیز ارتقا دهد.

کودکان معمولا سعی می کنند که با در دست گرفتن یک مداد به کشیدن چیزهای عجیب و غریب بپردازند. آن ها کنترل مدادی که در دست گرفته اند را ندارند اما زمانی که شروع به انجام کار می کنند ، می توانند الگویی هایی را در ذهن خود شکل دهند و در نتیجه یاد می گیرند که چگونه با کارهای جدید آشنا شوند و مهارت های مختلف را در خود ارتقا دهند. می توانید از مداد های ژلی رنگارنگ در اختیار کودک خود قرار دهید تا لذت آن ها را دو چندان کنید.

فواید ساخت کاردستی

5. به آن ها نقد کردن را یاد می دهد.

هنر یعنی وارد شدن به احتمالات و انتخاب های بی انتها. تمام رنگ و لعاب های موجود در هنر حتی کشیدن یک سگ و گربه ساده نیز می تواند ما را به این فرصت های بی انتها ببرد. این کار باعث می شود که کودک شما کم کم ایرادهای کار خود را بفهمد و در نتیجه فکر او به طور ناخوداگاه شروع به نقد کار خود و دیگران می کند و باعث می شود که هر موضوعی را به سادگی نپذیرد و حرفی برای گفتن داشته باشد.

چگونه کودک شاد پرورش دهیم

در این مقاله سوالاتی مطرح شده که با پرسیدن این سوالات از فرزندان می توانید حالت ذهنی آن ها را به حالت شاد تغییر دهید. شاید شما به صورت طبیعی آدم شاد و راحتی هستید. این به دلیل انتخاب هایی است که در زندگی انجام می دهید و البته ژنتیک هم تاثیر دارد.

ایده روانشناسی مثبت این است که افراد می توانند با تغییر رفتار و افکار خود شادتر و خوشحال تر باشند. شاد بودن بیشتر یک عادت است تا یک نعمت که خداوند به مردم می دهد. اگرچه مقداری از شادی شما به خصوصیات بدنی شما بستگی دارد، اما چیزهای زیادی هستند که می توانند شما را شادتر کنند.

سوالات این مقاله روی این نکته تمرکز دارند که چگونه فرزندان شما می توانند خودشان را شادتر کنند. این سوالات در نهایت در ذهن کودک قرار می گیرند و خودشان به دنبال جواب این سوالات می گردند. با این کار شما به آن ها هدیه بزرگی می دهید و این هدیه شادی است.

سوالاتی که به تربیت فرزندان شاد کمک می کنند:

۱- بهترین قسمت امروزت چی بود؟

این سوال خوبی قبل از خواب است. با پرسیدن این سوال فرزند شما قبل از  خواب احساس رضایت و شادی می کند. این سوال عادت تمرکز روی بهترین بخش روز را در فرزندان ایجاد می کند و اگر به صورت منظم پرسیده شود به بخشی از طبیعت آن ها تبدیل می شود.

۲- چه چیزهایی هستند که به خاطرشون شکرگزار هستی؟

بهترین موقع پرسیدن این سوال هنگام صرف شام است. همه اعضای خانواده به صورت نوبتی می توانند به خاطر چیزهایی که در آن روز داشتند و اتفاق های خوبی که افتاده شکرگزاری کنند. یک رابطه بسیار قوی بین شادی و سپاسگزار بودن وجود دارد.

 

 

۳- خودت چطوری می خوای این مسئله را حل کنی؟

وقتی فرزندتان مشکلی را پیش شما مطرح کند، به نرمی و گرمی این سوال را از او بپرسید. سعی نکنید مشکل او را حل کنید. در طولانی مدت این به ضرر آن ها خواهد بود. به آن ها فرصت دهید خودشان مسائل خودشان را حل کنند و از تلاش برای حل کردن مسائل و حل کردن آن ها حس اعتماد به نفس به دست بیاورند. این هدیه ای ارزشمند است که می توانید به آن ها بدهید. اگه فرزندتان به شما گفت که نمی دانم چطور این مسئله را حل کنم، پاسخ دهید که من هم دقیقاً نمی دانم چه کار باید کرد، بیا با هم مسئله را حل کنیم. آدم های شاد کسانی هستند که مسائل پیش روی خود را حل شدنی می دانند و به توانایی خودشان در حل مسائل اعتماد دارند.

۴- چه احساسی داشتی؟

یکی از اساسی ترین بخش های شاد بودن، توانایی  فهمیدن و بیان احساسات است. اگر بتوانید احساسات خود را بیان کنید یعنی می توانید آن ها را درک کرده و از دیگران درخواست پشتیبانی کنید. وقتی فرزندتان مشکلی برایش پیش آمده و از چیزی ناراحت است و پیش شما می آید از او در مورد چیزی که ناراحتش کرده سوال بپرسید و با بی توجهی نگویید که” این که چیزی نیست “یا “بیا این بستنی رو بخور”. صحبت کردن در مورد چیزهایی که فرزندتان را ناراحت کرده او را نسبت به احساساتش آگاه تر می کند و موجب می شود از دانسته هایش در مورد احساسات خود به شکل موثر استفاده کند.

۵- فکر می کنی او چه احساسی دارد؟

شما می توانید در هر موقعیتی با پرسش سوال در مورد احساسات دیگران،شفقت و دلسوزی فرزند خود را پرورش دهید. دلسوزی و همدلی موجب می شود فرزندان شادتر داشته باشید. آنها روابط قوی تری با دیگران و احساس بهتری نسبت به  خودشان خواهند داشت و زندگی شان معنادار تر می شود

راهکارهای پیشگیری از معضل کودکان کار

ارتباط شوراهای شهر، شهرداری و سایر نهادهای حکومتی و مدنی با یکدیگر

این ارتباط، امکان هرگونه بدرفتاری و سوءاستفاده از کودکان کار و خیابان را سلب خواهد نمود. بنابراین تمام نهادهای دولتی و غیردولتی، هر یک به سهم خود، باید حامی این کودکان باشند.

مبارزه با معضل کودکان کار و خیابان، نیازمند اهتمام جدی دولت‌هاست، چراکه دولت‌ها مسئول اجرای سیاست‌های ثبات اقتصادی و اجرای اسناد توسعه‌ای را برعهده دارند.

مشکلات زیربنایی اقتصادی می‌تواند سرمنشا انواع معضلات اجتماعی باشد. حل معضلات مستلزم برنامه‌ریزی‌های بلندمدت در قالب سند‌های چشم‌انداز و در کنار آن تنظیم برنامه‌های میان‌مدت و کوتاه‌مدت و همکاری همه‌جانبه تمام نهادهای مسئول دولتی و غیردولتی است.

 

  • ارائه آمار و اطلاعات صحیح

باید از موسسات خیریه و سازمان‌های مردم‌نهاد برای تهیه بانک اطلاعاتی جامعی از کودکان‌کار، کمک گرفت. چراکه موسسات پرونده کودکان تحت پوشش خود را تهیه می‌کنند.

البته بسیاری از نهادها و موسسات، اطلاعات و آماری را که از کودکان کار و خیابان در اختیار دارند، پنهان می‌کنند. بدون اینکه بدانند همپوشانی داده‌ها سبب جلوگیری از موازی کاری‌ها و توزیع عادلانه منابع، در محیطی پویا و سالم، خواهد شد.

همچنین وجود شفافیت عملکردی  موسسات خیریه، سبب به وجود آمدن موجی از اعتماد در جامعه، نسبت به آنها و مدارس مرتبط با کودکان‌کار و در نتیجه جذب منابع پایدار، خواهد شد.

 

 

 

 

  • حمایت‌های مالی و قانونی

حمایت بیشتر سازمان بهزیستی، کمیته امداد و سایر نهادهای دولتی و غیردولتی، از خانواده‌های گرفتار در فقر و اعتیاد، سبب خواهد شد که خانواده‌ها از نظر مالی شرایط بهتری داشته باشند، در این صورت می‌توان امیدوار بود که خانواده‌ها کمتر کودکان خود را برای کسب درآمد به خیابان‌ها بفرستند و بدین ترتیب آسیب‌های کمتری این کودکان معصوم را تهدید خواهد کرد.

همچنین باید پیشبینی‌های لازم در قوانین لازم الاجرا، درخصوص سختی و مشقت ‌کار و ساعت کاری کودکان کار و خیابان، صورت گیرد تا عدالت در مورد آنان به درستی اجرا شود. به عبارت دیگر وجود قوانین شفاف حمایتی از کودکان کار و خیابان، سبب خواهد شد این کودکان از بسیاری از تعرضات و آسیب‌های اجتماعی، در امان بمانند.

 

  • تعامل با سازمان‌های مردم نهاد

از بین شاخه‌های مختلف آسیب‌های اجتماعی، موضوع کودکان‌کار و خیابان، همیشه یکی از دغدغه‌مندی‌های سازمان‌های مردم نهاد می‌باشد و پیرامون این موضوع بسیار فعالیت دارند.

بنابراین مداخلات و ورود به حل بحران‌های اجتماعی توسط سازمان‌های مردم نهاد در رابطه با کودکان کار و خیابان، از آنجا اهمیت دارد که آنها صاحبان تجارب ارزشمندی در این حوزه هستند.

و مدیران کارآمد در دستگاه‌های حکومتی، می‌باید برای شناخت دقیق از مسائل کودکان‌کار و خیابان، از تجارب سازمان‌هایی استفاده کنند که تمام هم و غمشان، این کودکان بوده است. چراکه بدون شناخت همه جانبه از مسئله، راهکار درستی ارائه نخواهد شد.

 

 

 

  • خدمات مددکاری اجتماعی

مددكار اجتماعیمی‌باید با شناخت و تحلیل عوامل موثر بر زندگی كودكان‌کار و خیابان در شهر یا استان محل خدمت خود، برای پیشگیری از این معضل، برنامه‌ریزی كند.

البته اجرای این برنامه‌ها صرفا با دخالت مددكار اجتماعی صورت نمی‌گیرد، ‌بلكه همكاری و تعامل آموزش و پرورش، صدا و سیما، ‌وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای مربوطه را نیز می‌طلبد.

سازمان بهزیستی می‌تواند با استخدام نیروی فارغ التحصیل مددکاری و آموزش کافی برای مواجهه با کودکان کار به آنها، خود را تقویت کند. زمانیکه مددکار اجتماعی با خانواده کودک‌کار روبه‌رو می‌شود، ریشه‌های کار کودک را بررسی می‌کند و مسئله کودک را اساساً در خانه حل می‌کند.

کودک باید در خانه ساماندهی شود و این کار، وظیفه درمانگر اجتماعی است.بطور مثال اگر مددکار تشخیص می‌دهد که کودک‌کار یارانه و شناسنامه ندارد و… قانون باید این امکانات را در اختیار کودک قرار دهد تا به‌ خاطر نداشتن شناسنامه از مدرسه‌ رفتن محروم نشود و در نهایت به بازار کار راه پیدا نکند.

عوامل موثر بر بی سرپرستی و بدسرپرستی کودکان

عوامل موثر بر بی سرپرستی و بدسرپرستی کودکان

– اعتیاد به مواد والدین

– الکلیسم والدین

– فوت والدین

– زندانی شدن والدین

– فقر خانواده

– طلاق والدین

– غیبت یکی از والدین

– ابتلای والدین به بیماری لاعلاج جسمانی یا اختلال روانی

کودکان بدسرپرست: تعریف و تاریخچه در جهان و ایران

تاریخچه حمایت از‌ کودکان‌ بی‌سرپرست

مسائل اجتماعی مانند فقر،بیماری و بی‌سرپرستی،بـیکاری، فـحشا، بـردگی و…همواره در تاریخ‌ زندگی‌ انسانها وجود داشته است.

مشکل‌ کودکان‌ بی‌سرپرست‌ نیز دارای تاریخچه‌ای‌ بسیار‌ طـولانی بـوده و بی‌شک از‌ زمانی‌ که بشر زندگی اجتماعی اختیار کرده، با این معضل نیز روبـه‌رو بـوده اسـت. لیکن‌ موضوع‌ اصلی چگونگی و نحوه برخورد و رسیدگی جامعه‌ به‌ آنها است‌. روند‌ تاریخی‌ حمایت از کـودکان بـی‌سرپرست‌ از گذشته‌های دور تاکنون چشم‌اندازها و افقهای روشنی‌ برای پژوهش های اجتماعی – روانی ایجاد می‌کند. در ذیـل‌ بـه‌ تـاریخچه ی حمایت از کودکان‌ بی‌سرپرست در‌ جهان‌ و ایران‌ می‌پردازیم‌.

تاریخچه حمایت از‌ کودکان‌ بی‌سرپرست در جهان

تا قرن‌ سیزده‌ میلادی، نشانه‌ای که حاکی از وضـعیت قـانونی کـلی و مشخص پیرامون حمایت از ایتام باشد، موجود نیست‌.مسئله‌ حمایت‌ از کودکان بی‌سرپرست هـمانند دیـگر مشکلات فراوان‌‌ دوران‌ کلیسائی‌، دستخوش‌ اوضاع‌ آشفته‌ای‌ بود.

طیّ قرون 14 و 15 میلادی، بی‌توجهی به کودکان و نتیجتا رهـا کـردن آنها امری عادی بود و بسیاری از آنان مورد غفلت قرار می‌گرفتند، به بـردگی فـروخته می‌شدند‌ یا در صومعه‌ها و یتیم‌خانه‌ها رها می‌شدند…ایـن نـوع بـرخورد با کودکان تا قرون 17 و 18 ادامه داشت. نـخستین‌ قـانونی که موضوع کودکان بی‌سرپرست در آن تأکید شده بود در آغاز‌ قرن‌ 17 میلادی تحت عنوان‌ «قـانون فـقرای الیزابت اوّل» در انگلیس اجرا شد.

ویـژگی دوران پس از رنـسانس، تغییرات فـراوانی را در سـاخت خـانواده‌ها پدید آورد. با شکل‌گیری نهادها و مؤسسات‌ اجـتماعی‌-رفـاهی که به جهت ارائه رفاه اجتماعی به وجود آمده‌ بودند، خود به خـود حـجم زیادی از وظایف تربیتی خانواده‌ها کاهش یـافت و به‌ همراه‌ آن‌ مـشکلات اجـتماعی دیگر نظیر‌ پیشرفت‌ صنایع و تـکنولوژی، افـزایش جمعیت، کاهش مرگ و میر کودکان به لحاظ بهبود بهداشت در سطح جهانی، جنگهای مـختلف، وضـعیت کودکان بی‌خانمان‌ را با شدت حـادتری‌ نـشان‌ داد و نـتیجتا با نزول‌ امـکانات‌ جـوابگویی به مسائل کودکان‌ بـی‌سرپرست، زنـان بی‌سرپرست و…،اروپای قرن هجدهم با مشکلات عمیق ناشی از ضایعات‌ اجتماعی-اخلاقی گروههای آسیب‌پذیر مواجه شـد.

پس از رو در روئی غـرب با بحرانهای‌ یاد‌ شده،هریک از کـشورها مـتناسب با امـکانات و ویـژگی مـسئله درصدد برآمدند مؤسسات و نـهادهائی به منظور کمک به کودکان بی‌سرپرست‌ ایجاد کنند.تاریخ قرون اخیر در این کشورها و بخصوص انـگلستان،نـشان‌دهندهء‌ تلاشهایی‌ است‌ که‌ به صورت مـحله‌ای یـا در سـطح کـشورها بـرای حل مشکلات بـه عـمل آمده است.

نخستین مؤسسه حمایتی‌ مخصوص کودکان بی‌سرپرست، در سال 1740 میلادی در امریکا ایجاد شد‌. این‌ دارالایتام‌ از نـظر تـاریخی،در اروپای صـنعتی می‌تواند جزو نخستین مراکز حمایتی‌ ایتام بـاشد. مـؤسسه فـوق نـگهداری از ‌‌کـودکانی‌ را بـرعهده داشت، که غالبا به علل فوت، جدایی، فقر و خودداری از مسئولیت‌ در‌ پرورش‌ و نگهداری از طرف والدین، بی‌سرپرست بودند.

تاریخ اجتماعی فرانسه نیز،دارای تجربیات غنی و آکادمیک در‌ خصوص تأمین اجتماعی‌ کـودکان بی‌سرپرست می‌باشد. در ابتدا، در کشور فرانسه مراکز پرورشگاهی‌ به وفور یافت می‌شد‌ و کودکان‌ بی‌سرپرست در زمرهء افرادی بودند که در این گونه مراکز نگهداری می‌شدند. کم‌کم شکل‌ کمکهای اجتماعی تغییر یافت و دولت ضمن نـگهداری ایـن کودکان به طور شبانه‌روزی،با توجه‌ به اصول کلی‌ تأمین اجتماعی،همّ خود را بر حفظ بافت خانواده و نهایتا پرورش ایتام در خانواده‌ها متمرکز کرد.

کودکان بدسرپرست: تعریف و تاریخچه در جهان و ایران

تاریخچه حمایت از‌ کودکان‌ بی‌سرپرست در ایران

ایران قبل از اسلام، به هنگامی کـه جـامعه در دوران خاصی از زندگی‌ اجتماعی‌ بوده، نسبت به‌ سایر کشورها از فرهنگی قابل ملاحظه در آن زمان برخوردار بوده است. ایران پیش از اسلام‌ جامعه‌ای طبقاتی بود. اشراف، کـشاورزان، جـنگاوران،کارگران و پیشه‌وران هریک از طبقه‌ای‌ را‌ تـشکیل مـی‌دادند.در زمان حکومت ساسانیان که تقریبا مقارن ظهور اسلام بود،کلیه خصلتهای‌ ارزشی طبقات جامعه حفظ می‌شد و نفوذ به طبقات دیگر غیرممکن بود.

یتیمان طـبقات فـقیر،نه‌ تنها‌ از درد یتیمی رنـج مـی‌بردند بلکه نمی‌توانستند،از امکانات‌ اجتماعی برای پیشرفت مادی و معنوی خود استفاده کنند.با تمام تبعیضاتی که به تمام معنی‌ دربارهء ایتام فقیر و ناتوان اعمال‌ می‌شد‌،جامعه‌ عاری از وجود مراکزی جهت‌ حـفظ‌ و نـگهداری‌‌ کودکان بی‌سرپرست بود و خانواده‌ها بنا بر سنت‌های دیرینه مذهبی،کودکان یتیم یکدیگر را حمایت می‌کردند.بعد از ظهور و گسترش اسلام در‌ ایران‌،تعلیمات‌ مذهبی اسلام باعث شد تا نیکوکاران هرچه بیشتر‌ به‌ امـور مـالی و معنوی مـحرومان بویژه ایتام،توجه کنند،و افراد خیّر، موقوفاتی جهت کمک به فقرا و مستمندان هدیه کنند.

در‌ زمان‌ شاه‌ طـهماسب صفوی، پرورشگاهی جهت سرپرستی ایتام در کاشان تأسیس شد‌.

فکر ایجاد پرورشـگاه،پس از دوران سـلطنت صـفویه،در زمان حکومت قاجاریه نیز مطرح‌ بود.در ایران آن‌ زمان‌،ما‌ به نمونه‌هایی از پرورشگاههای خیریه کوچک و خصوصی‌ بـرمی‌خوریم ‌ ‌کـه برای افراد‌ یتیم‌ در شهرستانهایی:مثل قم (پرورشگاه محمدی)،رشت‌ (پرورشگاه یتیمان)،بابل(دارالایـتام بـابل)،تـهران(پرورشگاه جعفری)و دهها‌ پرورشگاه‌ کوچک‌‌ دیگر با نظارت مردم خیر تشکیل شد،این پرورشگاهها،خـطرات وسیع پرورشگاههای‌ بزرگ‌ را‌ نداشتند بخصوص که مشکلات اساسی پرورشگاه وقتی است که کـودکان نوزاد از شیرخوارگی در‌ این‌ مـراکز‌ نـگهداری شده و دور از نظام خانوادگی رشد می‌یابند.

افراد نیکوکار نیز از طریق موقوفات‌،موجب‌ سرعت بخشیدن در کارهای خیر می‌شدند و مراکزی را به منظور پرورشگاه وقف می‌کردند‌.

«هنگامیکه‌ در‌ سال 1296 شمسی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران بـنیانگذاری شد،در کنار وظایفی که‌ تشکیلات‌ همانند آن در سراسر جهان به عهده می‌گیرند،برای خود وظیفه‌های‌ دیگری نیز‌ در‌ نظر‌ گرفت که از آن جمله می‌توان به تأسیس پرورشگاهها اشاره کرد.»

براساس اولین قانون بلدی‌ شـهرداری‌ کـشور،(مصوب سال 1325 قمری 1285 شمسی) اولین دار الایتام(پرورشگاه)در‌ سال‌ 1298‌ شمسی در دروازه قزوین و نخستین دار الرضاعه‌ (شیرخوارگاه)در دروازه دولت تهران ایجاد شد.در‌ سال‌ 1324 شمسی بنگاه مستقل معاونت‌ عمومی شامل بهداری تهران،تیمارستان،دار الایتام و نوانخانه‌ در‌ محل شـهرداری تـشکیل شد که‌ این بنگاه نام دار الایتام گشایش یافته در سال 1298 را‌ به‌«بنگاه مستقل پرورشگاه کودکان»تبدیل‌ کرد.ولی شیرخوارگاه کماکان به فعالیت خود‌ به‌ شکلی قبلی ادامه داد.در سال 1332‌ شمسی‌‌ محلی‌ بـه نـام بنگاه پرورش کودک نزدیک شهر‌ ری‌ ایجاد شد که در سال 1341 شمسی پس از ادغام با اولین دارالایتامی‌ که‌ در سال 1298 شمسی در‌ تهران‌ تأسیس شده‌ بود‌ سازمان‌ تربیتی‌ شهر تهران را به وجود‌ آورد‌.در سال 1344 شـمسی«سـازمان تـربیتی شهر تهران»با اساسنامه‌ جـدید تـبدیل‌ بـه‌«سازمان تربیتی شهرداری پایتخت»گردید.و بالاخره‌ در سال 1349 شمسی‌‌ شورای‌ عالی سازمان تربیتی شهرداری پایتخت‌ تصمیم‌ گرفت که نام«پرورشگاه»را به‌ «شـبانه‌روزی»تـغییر دهـد.

به طور کلی، فعالیتهای‌ شیرخوارگاهها‌ و پرورشگاهها و مراکز مـتشابه وابـسته به‌ جمعیت‌‌ هلال‌ احمر(شیر و خورشید‌ سرخ‌ سابق) و مؤسسات خیریه غیردولتی‌، در‌ سالهای بعد از شهریور ماه 1320 آغاز شد. در سال 1337، مـراکز رفـاه خـانواده‌ نیز‌ جهت بازتوانی خانواده‌های‌ نیازمند و بی‌سرپرست فعالیتهای‌ مختلفی‌ را شروع‌ کـرد‌. دولت‌ پس از سالها ارائه‌ رفاه اجتماعی‌ به نیازمندان، علی‌الخصوص‌ کودکان‌ بـی‌سرپرست، تـصمیم گـرفت تا به جای‌ پراکندگی‌‌ خدمات‌ رفاهی‌ به‌ صورتهای مختلف، کلیه‌ آنـها‌ را در یـک مجموعه متمرکز کرده و برنامه‌های لازم‌ را تدوین کرد. «لذا در سال 1345 دولت‌،گروه‌ برنامه‌ریزی‌ تأمین اجتماعی را ایجاد کرد و بـه ایـن‌‌ مـنظور‌ در‌ همان‌ سال‌ فصل‌ جدیدی به نام فصل تأمین و رفاه اجتماعی در قانون و بـرنامه چـهارم‌ کـشور به تصویب رسید.

سازمان بهزیستی در سال 1359 تأسیس شد. خدمات عمده بهزیستی شامل خدمات‌‌ حـمایتی(رفـاهی)، تـوانبخشی و بازسازی و بازپروری است، که از طریق مجتمع‌های حمایتی و مراکز توانبخشی و بازسازی و بازپروری به عرضه خـدمات اقـدام می‌کند.

فعالیتهای سازمان براساس دو هدف پیشگیری و حمایتی در مورد خاص‌ ایتام‌ و یا کودکان‌ بـی‌سرپرست، در جـریان اسـت. سازمان برای حمایت و خودکفائی خانواده‌های بی‌سرپرست‌ دارای مجتمع‌های خدمات حمایتی است که تحت نظر مـعاونت حـمایتی سازمان بهزیستی‌ فعالیت می‌کنند. در حقیقت،ایجاد‌ مجتمع‌های‌ خدمات حمایتی، خود نوعی پیشگیری از جـریان ورود افـراد بـه پرورشگاه است.

مجتمع خدمات حمایتی، به عنوان یک واحد اجرایی، چندین وظیفه حمایتی‌ نظیر‌ حـمایت‌ از خـانواده‌های بی‌سرپرست، ایجاد‌ مهدکودک‌، برنامه نگهداری از، فرزندان بی‌سرپرست، آموزش‌ فنی و حرفه‌ای، برنامه‌های ویـژه نـوجوانان و جـوانان (فوق‌برنامه)و برنامه حمایتی روستایی در مورد مددجویان انجام دهد.

کودکانی که در‌ مجتمع‌های‌ حمایتی نگهداری می‌شوند بـدون‌ پدر‌ و مـادر هـستند و یا افرادی‌ می‌باشند که کسی را ندارند و هنوز وضع آنها کاملا روشن نـیست. کـودکان بی‌سرپرستی که در شبانه‌روزیهای مستقل نگهداری می‌شوند به علل مختلف نظیر: اعتیاد و زندانی بودن‌ و فوت‌‌ والدین تـحت سـرپرستی قرار می‌گیرند

 پدیده کودکان کار

 پدیده کودکان کار

پدیده کودکان کار و خیابان یکی از بارزترین فرآیندهای سوءرفتار و نبود پایگاه سالم اجتماعی و عدم تامین نیازهای اولیه کودکان است که اثر مخربی بر سلامت آنها دارد. برای درک دقیق‌تر مسائل مرتبط با کوکان کار و خیابان ابتدا باید به درک دقیقی از مفاهیم این حوزه دست یابیم. کاوه قادری، روانشناس بالینی و پژوهشگردر بررسی روانشناختی پدیده کودکان کار و خیابان و پیامدهای آن می‌گوید کودکان خیابان در کشورهای مختلف اصطلاح ویژه خود را دارند
اما از پذیرفته ‌شده‌ترین تعاریف و طبقه‌بندی‌های کودکان خیابانی، تعریفی است که یونیسف از کودکان خیابانی به عمل آورد و آنان را به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول کودکان خیابانی،  کودکان شـاغل در خیابان هسـتند؛ از خانواده‌های کم درآمد و پرجمعیت آمده‌اند و علت بودن آنان در خیابان کسب درآمـد است. در این گروه، احساس تعلق به خانواده وجود دارد اما میزان این ارتباط متفاوت است و ممکن است چند بار در سال باشد.
برخی از این کودکان بـه مدرسه می‌روند و هرچند ممکن اسـت در فضای روابط درون خیابان درگیر مشکل‌هایی مانند مصرف مواد مخدر و رفتارهای خلاف قانون شوند اما به ‌طور کلی، رفتارهای مجرمانه محدودی نسبت به گروه دوم دارند. گروه دیگر کودکان خیابانی قشـر کوچک‌تری از کـودکان خیابانی را تشکیل می‌دهند اما مشکلات آنان نسبت به گروه اول بسیار پیچیده‌تر اسـت.
برای این گروه از کودکان خیابانی، خیابان به منزله خانه است. آنان در خیابان در پی سرپناه و غذا هستند و دیگر افراد خیابانی برای آنان حکم خانواده را پیدا کرده‌اند. این کودکان با مدرسه بیگانه‌اند و ممکن است در شرایط ناامن، قربانی آزار جسمی و جنسی شوند. بسیاری از کودکان این گروه مورد سوءاستفاده گروه‌های غیرقانونی و تبهکار قرار گرفته‌اند و از آنان در قاچاق و توزیع موادمخدر، دزدی و سایر فعالیت‌های خلاف قانون مانند تجارت جنسی کودکان استفاده می‌شود. بر‌خلاف پدیده فرار که آمار دختران در آن بالاتر است، بیش از ۹۰ درصد کودکان کار و خیابان را پسران تشکیل می‌دهند.

 

 پدیده کودکان کار

پدیده کودکان کار

مهم‌ترین علل بروز پدیده کودکان خیابانی با توجه به وضعیت سرپرستی آنها را چه چیزهایی می‌دانید؟

بررسی سیر تاریخی پدیده کودکان خیابانی در جهان و ایران نشان می‌دهد این پدیده ریشه تاریخی دارد. با وقوع انقلاب صنعتی در قرن 18 سیر هجوم روستاییان به شهرها برای کار در کارخانه‌ها و درآمد بیشتـر آغاز شد. این امر موجب حاشیه‌نشینی برخی از افراد جامعه شد که یا بیکار ماندند یا به جهت عائله‌مندی و عدم مهارت کافی درآمد مناسبی پیدا نکردند.

در این شرایط کــودکان متکدی قارچ‌گونه در شهرهای بزرگ رشد و نمو یافتند. برای کودکان کار و خیابان که مجبور به امرار معاش هستند، چند مساله وجود دارد. کودکان کار و خیابان در شهرهای بزرگ به ویژه کلانشهر تهران، عموما کودکان مهاجری هستند که در حاشیه‌های شهری، بافت‌های فرسوده و مناطق کم برخوردار سکونت دارند، و بخش زیادی از این کودکان از کشورهای همسایه (افغانستان و…) هستند که معمولا پدر یا مادر یا هر دوی آنها تابعیت افغانی دارند.

تعدادی از این کودکان نیز حاصل ازدواج زوج ایرانی و افغانی هستند. از آنجا که برای این کودکان و خانواده‌ها محدودیت‌های قانونی متعددی وجود دارد و به دلیل فقر مجبور به امرار معاش از طریق کار در خیابان می‌شوند. از سوی دیگر در خصوص مباحث مربوط به سرپرستی، این کودکان بیشتر در معرض طلاق والدین قرار دارند. از این منظر به دلیل خلأها و مشکلات قانونی در حوزه سرپرستی این کودکان به مقدار بیشتری از این مساله دچار آسیب می‌شوند.

 پدیده کودکان کار

پدیده کودکان کار

همچنین در این خانواده‌ها به دلیل فقر، نبود آموزش کافی و استرس‌های روانی – اجتماعی، خشونت علیه کودکان و کودک آزاری به مقدار بیشتری حضور دارد و همین مساله نیز به عنوان یک ریسک فاکتور عمده بحث سرپرستی و یا بدسرپرستی عمل می‌کند. مساله دوم، مساله طلاق‌های منشعب شده از اعتیاد است.

در نتیجه اعتیاد، پدران و مادرانی خواهیم داشت که مستعد خشونت علیه کودکان هستنند، خشونت فیزیکی، عاطفی، کلامی دارند و در تربیت فرزندان دچار غفلت و بی‌توجهی هستند. عملا از اینچنین والدینی با عنوان بدسرپرست نام برده می‌شود. پر واضح است که این سبک رفتاری به نتایج مثبتی منجر نخواهد شد. در نبود سرپرست، مساله دیگری هم دخیل است. بسیاری از کودکان، کودکان سر راهی یا کودکان فاقد والدین هستند که معمولا در کنار پدربزرگ و مادربزرگ‌ها و یا افراد دیگر رشد و زندگی کرده‌اند و بعد از ورود به سنین بالاتر و پررنگ شدن مسائل اقتصادی برای آنان، مجبور به کار در خیابان می‌شوند.

مساله سوم، تک سرپرستی است. به این معنا که به دلیل طلاق والدین و یا غیبت پدر یا مادر، کودک مجبور به زندگی در کنار فقط یکی از والدین است به ویژه کودکانی که با مادر به تنهایی زندگی می‌کنند به دلیل وضعیت نامناسب اشتغال زنان سرپرست خانوار و فقر منشعب از آن این کودکان نیز آسیب‌پذیر هستند و مجبور به کار در سنین پایین می‌شوند.

روانشناسی کودک آسیب دیده

 

کمک به کودکان بعد از آسیب روانی

اگر کودک شما ضربه روحی را تجربه کرده باشد، ممکن است با احساسات اضطراب، خاطرات ترس آور یا حس خطر دایمی دست و پنجه نرم  کند، یا ممکن است احساس کرختی، تنهایی و ناتوانی برای اعتماد به دیگران را تجربه نماید. وقتی رویداد های بد رخ می دهند، زمان می برد تا درد برطرف گردد و یک بار دیگر حس اطمینان و ایمنی در شما شکل بگیرد. اما  شما با راهبرد های صحیح می توانید به کودک کمک کنید.

 

آسیب  روانی و هیجانی (تروما) چیست؟

ضربه عاطفی و روانی می تواند ناشی از حوادث پردغدغه غیر عادی باشد که حس  امنیت کودک شما را دستخوش طوفان می کند و  در دنیای خطرناک به کودک حس درماندگی و بیچارگی می دهد. این نکته حایز اهمیت می باشد که پس از آسیب روانی با کودک به صورت باز ارتباط داشته باشید. به آنها فرصت دهید تا بدانند که احساس ترس یا اضطراب عادی می باشد. همچنین کودکانتان به شما نگاه می کنند تا به انها نشان دهید چگونه با آسیب برخورد کنند، به آنها اجازه دهید که ببینند شما به صورت مثبت با آسیب روبرو می شوید.

 

آسیب روانی کودکان,چگونگی کمک به کودکان آسیب دیده,نحوه کمک به کودکان آسیب دیده

کودکان چگونه به آسیب هیجانی و روانی واکنش نشان می دهند؟

بعضی واکنش های متداول به تروما و روش های کمک به کودکتان برای رسیدگی به این مشکلات عبارتند از :
واپس روی: بیشتر کودکان نیاز دارند به مراحل قبلی رشدی واپس روی کنند، زمانی که احساس ایمنی بیشتری داشتند. کودکان کم سن تر ممکن است جای خودشان را خیس کنند یا شیشه بخواهند؛ کودکان بزرگتر ممکن است از تنهایی واهمه داشته باشند. اگر کودکتان در این روش واکنش نشان می دهد، این موضوع مهم است تا فهمیده، صبور و آرام باشید.

در مورد حادثه ای که کودکان رقم می زنند، فکر کنید. کودکان با سن کمتر از ۸ سال تمایل دارند تا این گونه فکر کنند که اگر چیز اشتباهی رخ می دهد، آن حادثه حتما اشتباه آنها است. اطمینان یابید که فرزندتان می فهمد که او عامل حادثه نبود.

اختلالات خواب: بعضی کودکان در خوابیدن مشکل دارند ؛ بعضی دیگر به کرات از خواب بیدار می شوند یا دارای خواب های آشفته هستند. یک حیوان پارچه ای، روکش نرم یا چراغ قوه بدهید تا به خواب رود. تلاش کنید تا وقت اضافه را در عصر با فرزندتان بگذرانید و فعالیت های آرام یا کتاب خواندن را انجام دهید. صبور باشید. تا کودک شما در طول شب دوباره به خواب برود کمی زمان می برد.

راز های پرورش کودکی شاد

راز های پرورش کودکی شاد

 

اولین راز پرورش کودکی شاد تمجید از اوست. عشق مطلق والدین مهمترین عامل در شادی کودکان است. وقتی کودکان بزرگ می شوند دانستن اینکه علایق، عقاید، خصوصیات و استعداد هایشان با ارزش تلقی می شود پایه گذار شادی سالهای بعدی زندگی شان خواهد بود . البته پذیرش کودک به معنای چشم پوشی همیشگی از خطاهایش نیست. یاد بگیرد که عملکرد کودک را نقد کنید نه شخصیت اورا همچنین آنچه را که از کودک می خواهید به او بگویید نه آنچه را که نمی خواهید.

۲- نه، من نمی توانم را به بله، من می توانم تبدیل کنید :

وقتی کودک شما بداند که به او اطمینان دارید و باورش کرده اید احساس می کند که دست یافتن به همه چیز برایش امکان پذیر است . افکار کودک نسبت به خود بیشترین اهمیت را دارد. بنابراین والدین باید افکار مثبت به کودکان خود القا کنند . وقتی که در مدرسة ابتدائی ،‌معلم پسر مک بلدسو نویسنده کتاب پروش فرزند با متانت به او گفت که هیچ استعدادی برای بازی فوتبال نداری ، وی به پسر سرزنش شده ا اش گفت که هرگز اجازه ندهد کسی به اهداف و رویاهایش راه پیدا کند . امروز پسر او بازیکنی حرفه ای در یکی از تیم های مطرح است . القائات فکری مثبت بلدسون در ذهن پسرش زندگی او را متحول کرد.

۳- مقررات منصفانه وضع کنید و به آنها پایبند باشید:

کودکان کم سن و سال با احساس امنیت ،‌شاد می شوند . فرض کنید که در بالای آبشار مرتفعی ایستاده اید درصورتی از ایستادن در آنجا لذت خواهید برد که حفاظی در برابرتان باشد ، در غیر این صورت دچار اضطراب و خواهید شد . کودکان هم اینگونه اند . وقتی که چارچوب محکمی برای رفتارهایش وجود داشته باشد ،‌آنها پیشرفت می کنند. در حقیقت کودکان در جستجوی ساختارند.

 

راز های پرورش کودکی شاد

راز های پرورش کودکی شاد

 

۴-  ابعاد مثبت را برجسته کنید:

به کودک خود بفهمانید که هیچ مشکلی وجود ندارد ، که به اتفاق هم نتوانیدآن را حل کنید . همچنین به او بیاموزید که خوشبین باشد. اگر اتفاق بدی افتاد، با صدای بلند فکر کنید و بگذارید او افکار شما را بشنود (وای نه باورم نمی شود که این اتفاق افتاده ، اما درستش می کنم ، چیز مهمی نیست) یادگیری خوشبینی مهم است زیرا کودک مشتاق و آرزومند به احتمال زیاد بزرگسالی شاد خواهد شد . افراد ناراضی و ناخشنود بر حوادث منفی زندگی متمرکز می شوند ،‌درحالی که افراد شاد به وقایعی می اندیشند که چشم انداز بهتری از آینده به آنها می دهد .

۵-  حلقة شادی کودکتان را کامل کنید:

والدین در پی معلمان و مربیانی هستند که بتوانند حلقه شادی کودکانشان را کامل کنند . به کودکتان کمک کنید ارتباطات دوستانه اش را حفظ کند و گسترش دهد . داشتن ارتباطات قوی و مهارت برقراری آن از شروط اصلی شاد زیستن در آینده است .

۶- کودکان را به تحریک بیشتر وادارید:

کودکان امروز سنگین وزن ترند و این برای سلامت و شادابی آنها مضر است . کودکان چاق ، در مقایسه با سایر کودکان، ‌اعتماد به نفس کمتری دارند و افسرده ترند. اگر کودکان سرگرمیهای پر تحرک خارج از خانه را جانشین فعالیت های کم تحرک خانگی کنند و به جای غذاهای آماده ای که فاقد ارزش غذایی است، ‌غذاهای سالم و طبیعی بخورند، از فوائد شاد زیستن بهره خواهد برد. کودکی که خوب غذا می خورد و ورزش می کند مغزش موادی شیمیایی به نام اندروفین ترشح می کند که به او احساس شادی می بخشد. با فراهم کردن میان وعده های طبیعی از جمله میوه های تازه فصلی، ‌پرهیز از قرار دادن تنقلات در دسترس کودکان و جانشین کردن غذاهای سالم خانگی به سلامت کودک خود کمک کنید. کودکتان را به انجام دادن ورزش و سرگرمیهای خارج از منزل تشویق کنید. بازی با سایر کودکان قدرت خلاقیت خلاقیت کودکتان را تقویت می کند و مهارت های اجتماعی را به او می آموزد.